ظرفیت واقعی همان بار ساختمان است که از مؤلفههای مختلف آن نظیر هدایت حرارتی از جدارههای خارجی، نفوذ هوای خارج به داخل ساختمان، بار داخلی نظیر روشناییها و افراد و عوامل دیگر بدست میآید در حالیکه ظرفیت اسمی عبارت است از مقدار ظرفیتی که کویل باید تأمین نماید تا درجه حرارت و رطوبت نسبی مورد نظر برای طرح داخل ساختمان فراهم شود و برابر است با ظرفیت واقعی به اضافه ظرفیتی که برای غلبه بر میزان هوای تازه عبوری از کویل لازم است. به طور کلی ظرفیت اسمی محسوس یک کویل سرمایش را میتوان از طریق رابطة زیر بدست آورد:
که در آن x درصد هوای تازه و y درصد هوای بازگشتی بوده و با توجه به کاربری ساختمان تعیین میشود. به طور مثال در اتاقهای تمییز (Clean Room)، بعضی از فضای خاص بیمارستانها نظیر اتاق عمل و مشابه آن از صددرصد هوای تازه استفاده میشود. ولی در ساختمانهای اداری ـ تجاری معمولاً از ده تا سی درصد هوای تازه استفاده میگردد. عدد 60 نیز در رابطة فوق بیانگر درجه حرارت هوای خروجی از کویل سرمایی برحسب درجة فارنهایت است. این عدد معمولاً برای شرایط معمولی آسایش در تهویه مطبوع تا در نظر گرفته میشود ولی ممکن است در کاربریهای خاص مقدار دیگری داشته باشد. cfm نیز حجم هوای عبوری از کویل و BF ضریب کنار گذر کویل است که در بخش قبلی تشریح شد. AF نیز که به ارتفاع از سطح دریا بستگی دارد، ضریب هواست و میتوان به طور متوسط آن را یک در نظر گرفت.
برای بدست آوردن ظرفیت اسمی کل باید ظرفیت اسمی محسوس با ظرفیت اسمی نهان جمع گردد. در هر صورت برای افزایش سرعت و دقت در انجام محاسبات میتوان از این نرمافزار استفاده نمود که جهت طراحی کویلهای زیر مورد استفاده قرار میگیرد:
1) کویل گرمایشی آب گرم (Heating Coil – Liquids)
2) کویل گرمایشی بخار (Heating Coil – Steam)
3) کویل سرمایشی آب سرد (Cooling Coil – Liquids)
4) کویل سرمایشی انبساط مستقیم (Cooling Coil – Refrigerants)
5) کویل کندانسورهای مبردی (Refrigerant Condenser)
نرمافزار در هر یک از موارد فوق با گرفتن اطلاعات مربوط به مشخصات فیزیکی و درجه حرارتهای ورودی و خروجی کویل، ظرفیت کویل را محاسبه مینماید. همچنین افت فشار سمت آب و سمت هوا، راندمان کویل و سایر مشخصات آن توسط نرمافزار محاسبه و ارایه میشود. نرمافزار مذکور برای انجام محاسبات مورد نظرش از روشها و استانداردهای مؤسسة ARI استفاده مینماید. در ادامه مشخصات کلی نرمافزار توضیح داده شده است. در هر یک از پنج مورد فوق پنجرة اصلی نرمافزار شامل سه قسمت زیر است:
1) تعیین مشخصات فیزیکی و ابعادی کویل (Heat Exchanger Configuration)
2) تعیین مشخصات هوای عبوری از کویل (Air Side)
3) تعیین مشخصات سیال داخل کویل (Tube Side)
افزایش مییابد که به مفهوم انتخاب فن بزرگتری است. غالباً مقدار FPI در کویلهای گرمایشی 8 یا 10 بوده و در کویلهای سرمایشی با افزایش مقدار هوای تازه مقدار FPI نیز افزایش مییابد.
Tube Row: توسط این گزینه تعداد ردیفهای کویل وارد برنامه میگردد. افزایش تعداد ردیفهای کویل موجب افزایش ظرفیت کویل شده و افت فشار سمت هوا را نیز افزایش میدهد. بنابراین طراحی همواره باید به گونهای انجام شود که علاوه بر اینکه کویل ظرفیت مورد نظر را ارایه میدهد؛ افت فشار آن نیز در محدودة استاندارد باشد. در کویلهای سرمایشی تعداد ردیفها معمولاً میتواند از یک ردیف تا هشت ردیف باشد. غالب کویلهای سرمایشی که در کاربردهای معمولی آسایش نظیر مراکز تجاری، ورزشی، آموزشی و یا مسکونی استفاده میشوند چهار ردیفه هستند. از آنجا که هوای عبوری از کویل و ظرفیتی که از کویل انتظار داریم؛ در کویلهای سرمایشی باید در محدوده صدق کند؛ میتوان پس از طراحی با در نظر گرفتن رابطة فوق از صحت محاسبات مطمئن شد. در هر صورت همانطور که از این رابطه میتوان فهمید برای هنگامی که میزان هوای تازه صددرصد باشد مقدار TR (ظرفیت برحسب تن) افزایش یافته در حالیکه cfm ثابت باقی میماند و بنابراین رابطه برای شرایط صددرصد هوای تازه به صورت زیر اصلاح میگردد:
بنابراین با افزایش هوای تازه چون ظرفیت کویل افزایش مییابد باید تعداد ردیفهای آن را افزایش داد. به طور معمول برای حالاتی که میزان هوای تازه از هفتاد درصد بیشتر است تعداد ردیفهای کویل شش یا هشت خواهد بود. اعداد ردیفهای کویلهای گرمایشی نیز معمولاً یک، دو و یا سه ردیف خواهد بود.
Tubes/Row: این گزینه تعداد لولههای کویل در هر ردیف آن را تعریف میکند و از طریق آن میتوان ارتفاع کویل را بدست آورد.
Vertical Tube Spacing: این گزینه که در شکل با VTS نشان داده شده است؛ فاصلة عمودی کرنر تا مرکز لولههای کویل در هر ردیف را تعریف میکند. این فاصله به قطر لولههای به کار رفته در کویل بستگی داشته و البته به ماشینآلات کویلزنی کارخانة سازنده نیز بستگی دارد. ولی معمولاً سازندگان کویل از استاندارد زیر پیروی میکنند:
- برای لولههای با قطر خارجی این فاصله 1.5 اینچ معادل 38 میلیمتر در نظر گرفته میشود.
- برای لولهها با قطر خارجی این فاصله 1.25 اینچ معادل 31.75 میلیمتر در نظر گرفته میشود.
- برای لولهها با قطر خارجی این فاصله یک اینچ معادل 25 میلیمتر در نظر گرفته میشود.
بنابراین با داشتن سایز لوله میتوان این فاصله را بدست آورد و با داشتن آن و مشخص بودن ارتفاع کویل میتوان تعداد لولههای به کار رفته در هر ردیف را از رابطة زیر بدست آورد:
به عنوان مثال؛ چنانچه ارتفاع کویلی 34 اینچ باشد بخواهیم از لولههای اینچ در ساخت آن استفاده نماییم، تعداد لولههایی که میتوان در هر ردیف کویل قرار داد برابر است با:
بنابراین بیشترین تعداد لولهای که میتوان در هر ردیف این کویل قرار داد 22 لوله میباشد.
نکتة قابل توجه این است که غالباً ابعاد کویل تقریباً با ابعاد دستگاه برابر میشود و بنابراین در بیشتر موارد طراح؛ ارتفاع کویل را دارد و از طریق رابطة فوق تعداد لولهها در هر ردیف کویل را بدست میآورد.
Horizontal Tube Spacing: این گزینه که در شکل با HTS نشان داده شده است؛ فاصلة افقی مرکز تا مرکز لولههای کویل را تعریف میکند. این فاصله نیز به قطر لولههای به کار رفته در کویل بستگی داشته و به قالب دستگاه کویلزنی نیز واسته است، ولی استانداردی که تقریباً تمامی سازندگان از آن پیروی میکنند به صورت زیر است:
- برای لولههای با قطر خارجی این فاصله 1.3 اینچ معادل 33 میلیمتر است.
- برای لولهها با قطر خارجی این فاصله 1.082 اینچ معادل 27 میلیمتر است.
- برای لولهها با قطر خارجی این فاصله 0.85 اینچ معادل 21.65 میلیمتر است.
Fin Thickness: توسط این گزینه ضخامت فین (پره) به کار رفته در کویل وارد برنامه میگردد. این ضخامت میتواند متفاوت باشد و مقدار آن بر روی افت فشار اثر میگذارد ولی معمولاً پرههای به کار رفته در لولههای دارای ضخامت 0.0059 اینچ هستند. برای لولههای نیز ضخامت پرهها همین است و ضخامت پرههای به کار رفته در لولههای اینچ معمولاً 0.00511 اینچ است.
Outside Tube Di: این گزینه قطر خارجی لولههای به کار رفته در سافت کویل را تعریف میکند. در کویلهای سرمایشی آب سرد یا انبساط مستقیم که در چیلرها و پکیجها استفاده میشوند معمولاً از لوله اینچ و در کویل سرمایشی آب سرد که در فنکویلها استفاده میشود معمولاً از لوله اینچ یا اینچ استفاده میشود. کویلهای گرمایشی نیز وابسته به نیازمندیهای پروژه و نظر طراح میتواند از هر سه نوع لوله باشد.
Wall Thickness: برای تعریف ضخامت جدار لولة کویل از این گزینه استفاده میشود. با توجه به نوع لولههای مسی این ضخامت میتواند متفاوت باشد. لولههای مسی دارای سه نوع K، L و M هستند و با توجه به فشار سیال عبوری از داخل آنها نوع آنها انتخاب شده و ضخامت دیوارهشان مشخص میگردد. ولی برای شرایط معمولی در حالت فشار پایین ضخامت جدارة لولههای مسی اینچ معادل 0.025 اینچ و در حالت فشار بالا معادل 0.032 اینچ میباشد. ضخامت جدارة لولههای اینچ نیز شبیه لولة بوده و برای لوله اینچ این ضخامت 0.0137 اینچ در نظر گرفته میشود.
Barometric Pressure: توسط این گزینه فشار بارومتریک منطقهای که کویل در آن باید کار کند از طریق وارد نمودن ارتفاع از سطح دریا برحسب فوت تعریف میشود. در واقع فشار بارومتریک و یا چگالی هوا که متناسب با ارتفاع از سطح دریا تغییر میکنند بر روی مقدار حجم هوا تأثیر میگذارد. برنامه با دریافت ارتفاع از سطح دریا فشار بارومتریک را محاسبه مینماید.
Dry Bulb Temperature: درجه حرارت خشک هوای ورودی به کویل توسط این گزینه وارد برنامه میگردد. مقدار آن به میزان هوای تازه و هوای بازگشتی بستگی دارد. هنگامی که هوای تازه نداشته باشیم مقدار این درجه حرارت معمولاً همان درجه حرارت طرح داخل ساختمان به اضافه یا منهای است که به عنوان اتلاف در مسیر کانال در نظر گرفته میشود. در تابستان به دمای طرح داخل افزوده شده و در زمستان از آن کاسته میشود.
Wet Bulb Temperature: این گزینه درجه حرارت مرطوب هوای ورودی به کویل را تعریف مینماید. همانطور که درجه حرارت خشک بر روی بار محسوس کویل اثر میگذارد، درجه حرارت مرطوب نیز تعیینکنندة ظرفیت نهان کویل است.
Face Velocity: توسط این گزینه سرعت هوای عبوری از روی کویل تعیین میشود. به طور کلی این سرعت بین 300 تا 700 فوت بر دقیقه است ولی با توجه به کاربری هر پروژه میتوان مقدار دقیق آن را تعریف نمود. هرچه میزان فیلتراسیون مهمتر باشد باید سرعت هوای عبوری از روی کویل کمتر باشد. ولی برای شرایط معمولی میتوان آن را ffm500 در نظر گرفت. برنامه با داشتن ابعاد و سرعت هوا مقدار حجم هوای عبوری از کویل را برحسب cfm تعریف مینماید. رابطة مورد نظر به صورت زیر است:
همانطور که از رابطة فوق واضح است افزایش سرعت هوای عبوری از روی کویل باعث کاهش ابعاد کویل میشود که از نظر اقتصادی مورد نظر است ولی به همان نسبت نیز موجب افزایش افت فشار سمت هوای کویل میشود که مورد نظر نیست. بنابراین انتخاب سرعت هوا روی کویل باید به گونهای انتخاب شود که افت فشار کویل در محدودة استاندارد باشد.
Fluid: سیال داخل کویل توسط این گزینه تعریف میشود که میتوان آن را آب (در کویلهای آب سرد و آب گرم) در نظر گرفت و در حالتی که احتمال یخ زدن کویل وجود دارد میتوان از اتیلن گلیکول به عنوان ضدیخ استفاده نمود.
Pass/Row: این گزینه آرایش مداربندی کویل را تعیین میکند
بنابراین آرایش Full در این برنامه با عبارت ، آرایش half با و آرایش Double با تعریف میشود. غیر از این مداربندیها حالات دیگری نیز در نرمافزار ارایه شدهاند. به طور کلی ظرفیت کویل در مداربندی half بیشتر از حالت full و در full بیشتر از Double است.
Fluid Temp: از طریق این قسمت میتوان درجه حرارت سیال عبوری از داخل کویل را وارد نرمافزار نمود. در کویلهای آبی (آب سرد یا آب گرم) این درجه حرارت عبارت است از دمای آب ورودی به کویل.
در بحث تولید گرمایش درجه حرارت آب ورودی به کویل بین تا متناسب با کاربری پروژه و نیازمندیهای آن در نظر گرفته میشود. در مورد گرمایش ساختمانها با توجه به اینکه غالباً درجه حرارت طرح داخل برای ساختمانهای در نظر گرفته میشود باید درجه حرارت آب ورودی به کویل یا در نظر گرفته شود.
در هر صورت نرمافزار با در اختیار داشتن این درجه حرارت و درجه حرارت هوای ورودی به کویل، مقدار دمای هوای خروجی از کویل را محاسبه مینماید که در کویلهای سرمایش طبق استاندارد باید حدود تا باشد.
در بحث سرمایش نیز درجه حرارت آب ورودی به هواساز همان درجه حرارت آب خروجی از چیلر است که میتواند متناسب با کاربریهای مختلف متفاوت باشد ولی برای کاربردهای معمولی تهویه مطبوع این عدد بین تا در نظر گرفته میشود. درجه حرارت هوای خروجی از کویل سرمایشی هواساز نیز باید حدود تا باشد تا محیط داخل فضا دمایی در گسترة تا داشته باشد.
Fluid Velocity: این قسمت سرعت آب در حرکت داخل لولههای کویل را تعریف مینماید و گسترة مجاز آن بین fps2 تا fps8 بوده و معمولاً fps4 در نظر گرفته میشود. افزایش سرعت سیال داخل لوله باعث افزایش افت فشار سمت آب شده و طبعاً به انتخاب پمپ بزرگتری منجر خواهد شد. بنابراین همواره پس از طراحی باید افت فشار سمت آب بررسی شود که در محدودة استاندارد باقی بماند.
Fouling Factor: عبارت است از ضریب رسوب و به جنس لولة مصرفی در ساخت کویل بستگی دارد. مقدار آن به طور متوسط طبق استاندارد ARI حدود 0.00003 در نظر گرفته میشود.
Fin/tube Material: توسط این گزینه جنس لولهها و پرههای کویل را میتوان انتخاب نمود. جنس لوله معمولاً از مس (Copper) یا فولاد (Steel) و جنس پرهها معمولاً از آلومینیوم (Aluminum) یا مس میباشد. به طور کلی برای حالاتی که فشار سیال عبوری از داخل کویل بالاست از لولههای فولادی و در غیر این صورت از لولههای مسی استفاده میشود. جنس پرهها نیز در تهویه مطبوع و حرارت مرکزی معمولاً از آلومینیوم انتخاب میشود ولی برای مناطقی که خوردگی به علت رطوبت بالا یا آلایندههای شیمیایی وجود داشته باشد معمولاً یا پرههای آلومینیومی را پوشش ضدخوردگی (Coating) قرار میدهند و یا از پرههای مسی که مقاومت بالاتری در مقابل خوردگی دارند استفاده میشود. به طور کلی اگر جنس لوله و پره یکی باشد راندمان کویل افزایش خواهد یافت بنابراین ظرفیت کویلی که جنس لوله و پرة آن هر دو از مس باشد بیشتر از حالتی است که لوله مسی و پره آلومینیومی باشد ولی به علت بالاتر بودن هزینههای مس نسبت به آلومینیوم، در کاربردهای معمولی تهویه مطبوع و حرارت مرکزی معمولاً جنس لوله مسی و پره آلومینیومی انتخاب میشود.
ب) طراحی کویل انبساط مستقیم (D.X):
منظور از کویلهای انبساط مستقیم در اینجا کویلی است که سیال اولیة آن که داخل کویل قرار دارد مبرد و سیال ثانویه که روی لولههای کویل است هوا میباشد. این نوع کویل در پکیجهای انبساط مستقیم، هیت پمپها، کولر گازی و غیره مورد استفاده قرار میگیرند.
شکل 5
کلیه گزینههای این کویل در قسمت قبل توضیح داده شدهاند و مشابه سایر کویلهاست و فقط در ادامه گزینههای جدیدی که در این نوع کویل وجود دارد تعریف میشود.
Refrigerant: توسط این گزیه نوع مبرد داخل لولههای کویل تعریف میشوند. پنج مبرد R12، R22، R134a، R502 و R717 (آمونیاک) در دسترساند.
Number of Circuits: آرایش مداربندی کویل در این گزینه برای برنامه تعیین میگردد. اگر آرایش Full مورد نظر باشد تعداد مدارها با تعداد لولهها در هر ردیف (tube/Row) برابر خواهد شد. برای آرایش half تعداد مدارات نصف تعداد لولههای هر ردیف کویل بوده و برای آرایش Double تعداد مدارات دو برابر تعداد لولههای هر کویل است.
Temperature: درجه حرارتی که در قسمت Tube Side در کویل D.X سؤال میشود عبارت است از درجه حرارت تبخیر مبرد در کویل در اثر جذب گرما که میتواند از - تا باشد. در کاربردهای عادی تهویه مطبوع این درجه حرارت معمولاً در نظر گرفته میشود.
Cond. Temp: درجه حرارت کندانسینگ یا تقطیر که در این قسمت سؤال میشود برابر است با درجه حرارتی که مبرد در آن در فشار ثابت چگالیده (تقطیر) میشود و مقدار آن به درجه حرارت خشک هوای خارج بستگی داشته و به طور تجربی تا بیشتر از آن در نظر گرفته میشود.
Sub Cool Temp: درجه حرارت سابکول یا مادون سرد؛ درجه حرارتی است که مایع متراکم در خروجی از کندانسور دارد. به عبارت دیگر در سیکل تبرید استاندارد؛ خروجی مبرد از کندانسور در حالت مایع اشباع است ولی در عمل باید مقدار بیشتری از آن گرما گرفته شود تا به حالت مایع متراکم تبدیل شود. در غیر این صورت اگر همراه با سیال ورودی به شیر انبساط ذرات بخار وجود داشته باشد؛ راندمان آن به شدت کاهش خواهد یافت. مقدار سابکول معمولاً 2 تا 7 درجه میباشد.
Superheat Temp: درجه حرارت سوپرهیت یا مافوق گرم؛ درجه حرارتی است که باید به بخار اشباع خروجی از کمپرسور اضافه گردد تا بخار به حالت سوپرهیت درآید. به عبارت دیگر سیال خروجی از اواپراتور که وارد کمپرسور میگردد باید عاری از هرگونه ذرات بخار باشد. زیرا ذرات رطوبت (بخار) در برخورد با پرههای کمپرسور که با سرعت بالا در حال دوران هستند باعث خوردگی و آسیب شدید آنها شده و خرابی کمپرسور را به همراه خواهد داشت.
بنابراین سیال در خروجی 8 اواپراتور باید در حالت ترمودینامیکی فوق گرم با دمای بالا و فشار پایین قرار داشته باشد. درجه حرارت سوپرهیت معمولاً 2 تا 10 درجه بوده و سوپرهیت کردن سیال خروجی از اواپراتور معمولاً توسط مبدلی که در خط ساکشن (مکش) قرار گرفته است انجام میشود.
ج) طراحی کویل بخار (Heating Coil-Steam):
ورودیهای این کویل نیز مشابه حالتهای قبل است و فقط در قسمت Tube Side گزینة Steam Saturation Pressure وجود دارد که بیانگر فشار اشباع بخار است که در داخل لولههای کویل وجود دارد. تا فشار اشباع Psig15 میتوان از مس با ضخامت جدار بالا برای لولههای کویل استفاده نمود ولی برای فشارهای بالاتر از مانسمان استفاده میگردد؛ در غیر این صورت امکان ترکیدگی لوله در قسمتهای u شکل آن که دارای تمرکز تنش بالاتری است وجود دارد.
د) طراحی کویل کندانسور مبردی (Refrigerant Condenser):
این قسمت از نرمافزار برای انجام محاسبات مربوط به کندانسورهای هوایی که در درون لوله آن مبرد جاری است مورد استفاده قرار میگیرد. ورودیهای این کویل شبیه مشخصاتی است که برای سایر کویلها بیان شد ولی در قسمت Air Side منظور از Wet Bulb & Dry Bulb Temperature درجه حرارتهای مرطوب و خشک هوای خارج است. منظور از Temperature نیز درجه حرارت کندانسینگ است که قبلاً توضیح داده شد.
کندانسورها معمولاً از لولههای و یا اینچ ساخته میشوند. تعداد پرههای آن معمولاً FPI=10 بوده و تعداد ردیفها باید به گونهای باشد که ظرفیت دفع حرارت کندانسور پاسخگوی سیستم تهویه مطبوع باشد. همانطور که میدانید وظیفه کندانسور دفع حرارت جذب شده توسط مبرد در اواپراتور و کمپرسور به یک سیال دیگر نظیر هواست و اگر به هر علتی ظرفیت آن کمتر از مقدار مورد نیاز باشد باعث افزایش فشار سیستم (Hight Pressure) و نهایتاً قطع عملکرد سیستم خواهد شد.
مثال ـ مشخصات کویل آب گرمی را که باید پاسخگوی ظرفیت حرارتی معادل باشد تعیین نمایید. درجه حرارت آبگرم ورودی به کویل و محل نصب تهران میباشد.
با فرض اینکه از کل هوای برگشت استفاده میشود؛ ابتدا مقدار هوای عبوری از روی کویل محاسبه میگردد:
AF که ضریب هواست و با توجه به ارتفاع از سطح دریا محاسبه میشود. برای تهران با ارتفاع ft4000 از سطح دریا مقدار آن 0.93 است. نیز که اختلاف درجه حرارت هوا در ورودی و خروجی کویل است. مطابق آنچه در توضیحات کویل گرمایشی بیان شد برای شرایط آسایش در حرارت مرکزی؛ درجه حرارت هوای خروجی از کویل حرارتی فرض میشود. درجه حرارت هوای ورودی به کویل گرمایشی نیز برای حالت این مسأله که از صددرصد هوای برگشتی استفاده میشود معادل درجه حرارت هوای داخل است که برای این مسأله در نظر گرفته میشود. بنابراین:
با داشتن مقدار هوای عبوری از کویل و داشتن سرعت میتوان ابعاد کویل را بدست آورد. همانطور که قبلاً توضیح داده شده سرعت هوای عبوری از کویل بین fpm300 تا fpm700 در نظر گرفته میشود. از آنجا که دستگاهها معمولاً براساس ظرفیت سرمایی انتخاب میشوند؛ ابعاد کویل گرمایی تابع ابعاد دستگاه انتخاب شده خواهد بود ولی برای حالتی که این ابعاد باید محاسبه شوند؛ سرعت روی کویل fpm500 به طور متوسط در نظر گرفته میشود:
براساس مساحت کویل و محدودیتهای احتمالی در ابعاد محل نصب کویل میتوان عرض و ارتفاع کویل را بدست آورد. این توضیح فرض کنید؛ ارتفاع کویل 30 اینچ (2.5 فوت) در نظر گرفته شود. در این صورت عرض آن برابر خواهد شد با:
همچنین با داشتن قطر خارجی لولههای کویل و ارتفاع آن؛ میتوان تعداد لولهها در هر ردیف کویل را بدست آورد. بنابراین چنانچه از لولة اینچ در ساخت کویل استفاده گردد، خواهیم داشت:
تعداد لولهها در هر ردیف کویل
اکنون آمادهایم تا این اطلاعات را وارد نرمافزار نماییم. در قسمت عرض (width) عدد 56 و در قسمت عدد 20 را وارد مینماییم. همچنین در طراحی کویلهای گرمایشی معمولاً آغاز محاسبات با کویل دو ردیفه و تراکم پرة هشت انجام میگردد. بنابراین در قسمت Tube Rows عدد 2 و در قسمت Fin Pitch عدد 8 وارد میشود.
به صورت معمول جنس لولهها از مس و جنس پرهها از آلومینیوم انتخاب میگردد. بقیه ورودیهای این قسمت مربوط به لوله اینچ است که تغییر نمیدهیم. در قسمت Air Side ارتفاع ft4000 را برای تهران وارد مینماییم. Dry Bulb نیز که درجه حرارت هوای ورودی به کویل است انتخاب میشود و نهایتاً مطابق آنچه بیان شد، سرعت هوای عبوری از کویل را Face Velocity = 500 fpm وارد مینماییم. در قسمت Tube Side سیال عبوری از داخل لولهها را Water و دمای آن را وارد میکنیم. با فرض حالت Full برای آرایش کویل باید گزینه انتخاب شود. و در آخر با در نظر گرفتن سرعت fps4 برای آب و ضریب رسوب 0.0002 میتوان خروجی نرمافزار را مشاهده نمود:
مطابق آنچه مشاهده میشود ظرفیت کویل محاسبه شده که از ظرفیت درخواستی مسأله کمی بالاتر بوده و مناسب است. درجه حرارت هوای خروجی نیز است که در محدودة مجاز قرار دارد. پارامتر مهم دیگر افت فشار است. افت فشار سمت هوا و افت فشار سمت آب محاسبه شده است که هر دو مناسباند. همچنین درجه حرارت آب خروجی از کویل که به دیگ آبگرم بازمیگردد محاسبه شده است.
طرحهای مختلف دیگری نیز از کویل میتوان بدست آورد. به عنوان مثال فرض کنید کویل بجای یک ردیفه؛ دو ردیفه فرض شود و همچنین FPI از هشت به چهارده افزایش یابد؛ در این صورت ظرفیت محاسبه شده توسط نرمافزار خواهد بود که مناسب است. پس از بررسی ظرفیت کویل باید افت فشارها نیز کنترل شوند تا در محدودة استاندارد قرار داشته باشند. در غیر این صورت باید طرح کویل تصحیح شود. صورتهای مختلفی که برای کویل این مسأله میتوان از نرمافزار بدست آورد؛ در جدول زیر خلاصه شدهاند:
| Outlet Air Temp | Water
| Air
|
| Capacity | FPI | Row |
| 114 | 4.96 | 0.159 | 1 | 269448 | 8 | 2 |
| 108 | 4.43 | 0.160 | 1 | 234820 | 14 | 1 |
| 124 | 4.29 | 0.206 |
| 296688 | 10 | 1 |
| 115.2 | 5.12 | 0.157 | 2 | 224989 | 8 | 1 |
کارخانجات سازندة کویل معمولاً براساس طراحی انجام شده برای کویل نقشة آن را ترسیم مینمایند.
هرچند متداولترین سایز لوله برای کویلهای گرمایشی است، ولی میتوان از لولههای اینچ در ساخت آنها استفاده نمود. در این صورت برای بررسی و محاسبه با لوله اینچ کافی است در قسمت Outside tube Dia تغییرات مطابق شکل زیر لحاظ گردد:
با اعمال این تغییرات؛ محاسبات برای کویل جدید به صورت زیر خواهد بود:
همانطور که از نتایج محاسبات مشاهده میشود؛ این کویل دارای توان حرارتی بوده که کمتر از مقدار مورد نیاز است. بنابراین باید با افزایش FPI مقدار بار گرمایشی را جبران نمود.
? مثال: برای تأمین هوای تازة یک آزمایشگاه از یک دستگاه هواساز استفاده میشود. طبق محاسبات کل هوای مورد نیاز جهت تهویة فضای آزمایشگاه 7500 cfm است. چنانچه برای فضای مورد نظر 30 درصد هوای تازه در نظر گرفته شده باشد، مشخصات کویل آب سرد و آب گرم هواساز تأمینکنندة هوای تازه را بدست آورید. ارتفاع از سطح دریا صفر است. سایر مشخصات طرح بصورت زیر است:
= درجه حرارت مرطوب طرح خارج در تابستان
= درجه حرارت خشک طرح داخل
= درجه حرارت آب خروجی از چیلر
= درجه حرارت خشک طرح خارج در تابستان
= درجه حرارت خشک طرح خارج در زمستان
= درجه حرارت آب خروجی از بویلر
از آنجا که هدف از استفاده از هواساز تأمین هوای تازة آزمایشگاه است؛ مقدار هوادهی آن را میتوان به صورت زیر بدست آورد:
بنابراین با توجه به اینکه هواساز مذکور باید مقدار هوای فوق را از درجه حرارت هوای خارج به درجه حرارت هوای داخل برساند؛ ظرفیت لازم برای کویل سرمایشی و گرمایشی آن به صورت زیر بدست میآید:
همچنین با در نظر گرفتن سرعت 500fpm برای هوای عبوری از سطح کویل؛ مساحت کویل برابر میشود با:
بهترین هندسه برای کویل حالتی است که کویل کمترین افت فشار را داشته باشد و از طرفی هرچه هندسه متقارنتر باشد افت فشار کمتر خواهد بود و بنابراین حالت مربع بهترین انتخاب برای شکل کویل است ولی این انتخاب همیشه امکان ندارد و ابعاد واقعی کویل با توجه به محدودیتهای محل نصب آن باید تعیین شود. بنابراین با فرض اینکه ارتفاع دستگاه هواساز در قسمت کویل 18 اینچ (1.5 فوت) باشد؛ میتوان عرض کویل و تعداد لولههای هر ردیف آن را به صورت زیر محاسبه نمود:
تعداد لوله در هر ردیف کویل
توجه دارید که عدد 1.5 در مخرج رابطة فوق برای حالتی است که از لولههای در ساخت کویل استفاده میشود. بنابراین برای تعیین مشخصات کویل گرمایشی ورودیهای نرمافزار به صورت زیر وارد میشوند:
در این صورت نرمافزار محاسبات را انجام داده و خروجیهای زیر را ارایه میدهد:
برای تعیین مشخصات کویل سرمایشی نیز ورودیهای نرمافزار به صورت زیر وارد میشوند:
در این صورت نرمافزار خروجی را به صورت زیر ارایه میدهد:
? مثال: برای ایجاد فشار مثبت و تأمین هوای مطبوع برای اتاقهای عمل طبق استاندارد از مقدار تعویض هوای (15 مرتبه در هر ساعت) استفاده میشود. چنانچه برای یک اتاق عمل به مساحت 50m2 و ارتفاع کف تا سقف 3.5m در تهران از یک دستگاه پکیج یونیت انبساط مستقیم با مبرد R-22 استفاده شود؛ کویل سرمایشی D.X این پکیج را طراحی نمایید. قابل توجه اینکه برای اتاقهای عمل از صددرصد هوای تازه استفاده میشود.
با توجه به مقدار تعویض هوا برای اتاقهای عمل، مقدار هوای مورد نیاز اتاق که بتواند علاوه بر ایجاد شرایط مطبوع؛ فشار مثبت نیز در اتاق ایجاد نماید؛ برابر خواهد شد با:
و با توجه به اینکه برگشت هوا طبق دستورالعملها برای اتاق عمل مجاز نیست از صددرصد هوای تازه استفاده خواهد شد. بنابراین با فرض اینکه درجه حرارت هوای داخل اتاق عمل باشد و از آنجا که درجه خشک هوای خارج در تابستان برای تهران است؛ ظرفیت کویل سرمایشی برابر خواهد شد با:
در رابطة فوق Ti دمای هوای ورودی به کویل و Tc دمای هوای خروجی از کویل است. با فرض میتوان نوشت:
ابعاد کویل را نیز میتوان با فرض و در نظر گرفتن سرعت 550fpm برای هوای عبوری از کویل به صورت زیر بدست آورد:
با توجه به اینکه در ساخت کویلهای D.X معمولاً از لولههای با قطر خارجی اینچ استفاده میشود؛ میتوان تعداد لولههای موجود در هر ردیف کویل را محاسبه نمود:
با وارد نمودن مشخصات فوق به نرمافزار مشاهده میشود که یک کویل 4 ردیفه با 8 پره در هر اینچ دارای ظرفیت بوده و بنابراین پاسخگوی نیاز پروژه خواهد بود. شکل زیر ورودیهای نرمافزار را نشان میدهد:
در این صورت؛ نتایج محاسبات برنامه به صورت زیر خواهد بود: