
امروزه با افزايش هزينههاي انرژي و لزوم صرفهجويي در مصرف آن و همچنين توجه كارفرمايان به انعطافپذيري سامانههاي انتقال كه ايستگاههاي پمپاژ قلب آن ميباشند، توجه روزافزوني به سامانههاي دور متغير ميشود. يكي از اهداف مهم در استفاده از اين فنآوري، تأمين همه محدودههاي دبيهاي مورد نياز با حداقل تعداد پمپها و كاهش پيچيدگيهاي سامانه ميباشد. اما در كنار همه اين مزايا و اهدافي كه سامانههاي دور متغير ميتواند براي ايستگاههاي پمپاژ دربرداشته باشد، معايب آنرا نيز بايد توجه داشت. بنابراين ميتوان اين سامانه را در دو ديدگاه فني و اقتصادي بررسي كرد و سنجيد.