
در سده 1800 میلادی، سردسازی طبیعی یکی از بخشهای پر طراوت و فعال اقتصاد بود. برداشت یخ طبیعی از رودخانههای دست نخورده و دریاچههای شمالی ایالات متحده امریکا، همچنین انگلیس، همواره مورد تقاضا بود. یخهای خرمنی در مقادیر زیاد در خانههای یخی انبار شده و با خاک اره برای عایقسازی پوشانده میشدند.
بعدها، تاجران این یخها را همچون تودههای شن و ماسه در کشتیهای بادبانی حمل میکردند. همچنین باز برای عایقسازی از خاک اره استفاده مینمودند. یخها تا مسافتهای طولانی نظیر هند که مصرف زیادی داشتند و یا انگلستان که علاقهمندی به آن کم بود، حمل میگردیدند. تدارک و تأمین یخهای خرمنی نامنظم بود و بستگی به محلی داشت که یخها برداشت میشدند.
طی سده 1800 انواع مکانیکی متنوعی از سامانههای سردسازی اختراع شدند که از مبرّدهای مختلفی نظیر دیاکسیدسولفور، کلرید متیل، اتر، دیاکسیدکربن، شراب، کنیاک، سرکه و... استفاده میکردند.
اولین سامانههای سردسازی بین سالهای 1850 تا 1920 یخ را طی سال تولید میکردند تا با یخ خرمنی رقابت کنند. تولیدکنندگان یخ خرمنی چنین تبلیغ میکردند که سردسازی طبیعی آنها، در زمانی که در دسترس بود، هرگز مثل سامانههای مکانیکی اولیه مشکل پیدا نمیکند.
رویکردهای متعددی برای ساخت یخ طی روزگار اولیه وجود داشت. یک روش بسیار پر زحمت از دستهای از ورقههای 10 در 14 فوتی غوطهور در یک مبرد آمونیاک یا آب نمک استفاده میکرد. یخ در دو طرف صفحات تشکیل میشد. با این روش یخهایی تولید میشد که هیچگونه حباب هوایی نداشت و از آب خوردن استفاده میکرد. یخ بهوسیله آب نمک گرم یا گاز داغ بهصورت تودهای انبار شده و برای فروش به اندازه دلخواه برش داده میشد.
روش دیگر، که هنوز هم مورد استفاده است، سامانه یخ قوطی بود. مشکل کار در این بود که از آب مقطر باید استفاده میشد تا بتوان از تشکیل حبابهای هوا جلوگیری کرد. این روش تولید یخ شایع شد، زیرا ساده بوده و زحمت زیادی که در روش ورقهای بود را نداشت. همانند دوران اولیه، امروزه نیز حلبهای 300 پوندی مرسوم است.
در اوان دهه 1880، سامانههای جذبی آمونیاک در تگزاس جنوبی عمل میکردند. آنها معمولاً 1000 پوند در روز یخ تولید مینمودند. ماشینهای جذبی با سوخت چوب کار میکردند. بر اساس گفته نویسندهای بهنام اندرسون، این یخ با یخ خرمنی که از بوستون به تگزاس منتقل میشد، رقابت میکرد. ماشین در آستن قرار گرفته بود، جاییکه دو مجتمع یخسازی وجود داشت، یکی مجتمع یخسازی به روش ورقهای و دیگری ماشین یخسازی قوطی. در شیکاگو شرکتی ماشینهای یخ سازی ورقهای متعددی میساخت که به کینگ رانچ در تگزاس جنوبی حمل میشدند. این مجتمعها در نهایت به یخ قوطی روی آوردند. سامانه سردسازی یک کمپرسور مکانیکی با محرک موتور بخار بود.
صنعت یخسازی به رشد خود ادامه داد و مجتمعهای بزرگ با ظرفیتهای زیاد تا 20 واگن در یک زمان از ریوگراند تا ساحل شرقی نصب شدند. مجتمعها یخ را در حلبهای 300 پوندی تولید میکردند و آنها را قبل از انتقال دمشی به انبارهای واگنها خرد میکردند. بیشتر، کمپرسورهای آمونیاکی محرک بخاری مرسوم بود. آن زمانیکه دیگر تأمین آب چاه یا آب رودخانه ناکافی بود، کندانسورهای اتمسفری ظاهر شدند.
آب چگالیده با سامانه پاشش بر سقف مجتمع یخسازی یا پاشش روی حوضچه، سرد میشد. موتورهای گازی و دیزلی، به هنگامیکه دیگر قیمت سوختها قابل قبول شده بود، جایگزین موتورهای بخار شدند. تعدادی از مجتمعهای یخ قالبی در اواخر دهه 1950 نصب شدند. آخرین مجتمع یخ قالبی در بیرون شهر هوستون در اوان دهه 1980 نصب شد که یک مجتمع 100 تن بر روز بود.