
عبور مبرد در لوله های یک سیستم برودتی با افت فشار همراه است. بنابراین همواره باید طراحی سیستم لولهکشی سیکل تبرید انبساط مستقیم نظیر چیلرها و پکیجهای انبساط مستقیم به گونهای باشد که باعث افزایش افت فشار و در نتیجه کاهش راندمان دستگاه نگردد. در این فصل قطر لولههای یک دستگاه تبریدی براساس درجه حرارتهای سوپرهیت و مادون سرد که برای کارکرد دستگاه در نظر گرفته شده و حداقل ظرفیت طراحی دستگاه و سایر عوامل محاسبه میشود. استفاده از قطر صحیح لوله ساکشن و دیشارج بین اواپراتور، کمپرسور و کندانسور نقش بسیار مهمی را در راندمان و ضریب عملکرد دستگاه خواهد داشت.
کار با نرم افزار:
با انتخاب برنامه صفحة اصلی آن که شامل تمامی ورودیهای مورد نیاز جهت محاسبات است به صورت زیر باز میشود:
همانطور که در شکل فوق مشاهده میشود، برنامه شامل سه قسمت اصلی است. در قسمت بالا سمت چپ مشخصات عمومی و در قسمت بالا سمت راست مشخصات مربوط به ظرفیت سیستم تهویه مطبوع سؤال میشود. در پایین پنجرة اصلی چهار پرونده وجود دارد که عبارتند از:
1) خط مکش (Suction line): از طریق این پرونده جزئیات مربوط به مسیر مکش و مشخصات لولة آن وارد برنامه میشود.
2) خط تخلیه (Discharge line): از طریق این پرونده مشخصات لوله تخلیه (دهش) و اتصالات به کار رفته در آن وارد برنامه میشود.
3) خط مایع (Liquid line): از طریق این پرونده مشخصات خط مایع که بین کندانسور و اواپراتور قرار دارد و جزئیات و وسایل به کار رفته در آن نظیر شیرآلات، سایت گلاس، فیلتردرایر و ... وارد برنامه میشود.
4) نتایج (Results): این پرونده محاسبات مربوط به اندازه و افت فشارهای هر خط را انجام داده و ارایه مینماید.
در ادامه به معرفی ورودیها برنامه میپردازیم:
System Name: در این قسمت نامی برای پروژة جاری انتخاب و وارد برنامه میشود که میتوان پروژه را با همین نام ذخیره نموده و بعداً نیز از آن استفاده نمود.
Refrigerant Type: نوع مبرد به کار رفته در سیستم تهویه مطبوع یا تبرید در این قسمت برای برنامه مشخص میشود. مبرد R-502 همانطور که در بخش مربوط به معرفی مبردها اشاره خواهد شد بیشترین کاربرد را در سیستمهای تبرید گریز از مرکز دارد. R-717 نیز که آمونیاک بوده و در سیستمهای تراکمی و جذبی مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین R-22 و R-134a نیز از پرکاربردترین مبردهایی هستند که در سیستمهای تهویه مطبوع خانگی، اداری ـ تجاری و صنعتی استفاده میشوند.
Material: جنس لولههایی مکش، دهش و مایع را تعریف میکند. همانطور که مشاهده میشود برنامه فقط پیشفرض لولة مسی را میپذیرد که به طور استاندارد در لولهکشی سیستمهای تهویه و تبرید استفاده میشوند.
System Capacity: توسط این گزینه بیشترین ظرفیت سرمایشی سیستم تهویه مطبوع برای نرمافزار تعریف میشود. سپس برنامه با توجه به این ظرفیت مقدار دبی جرمی مبرد را محاسبه نموده و از آن برای محاسبة اندازة لولههای سیستم و تعیین افت فشار آنها استفاده میکند. در واقع منظور از بیشترین ظرفیت سرمایشی سیستم (full load) بیشترین مقدار برودتی است که میتوان از آن گرفت. این ظرفیت باید قبلاً با نرمافزارهای مربوطهاش محاسبه شده باشد یا مهندس طراح آن را محاسبه نموده باشد.
در غیر این صورت میتوان آن را از کاتالوگ سازندة دستگاه بدست آورد. برای محاسبة این ظرفیت از کاتالوگ به درجه حرارت خشک هوای خارج که سیستم در آن کار میکند نیاز است. به عنوان مثال طبق کاتالوگ دستگاه پکیج هوایی انبساط مستقیم کمپانی یورک، یک پکیج با ظرفیت اسمی 30 تن تبرید در عسلویه میتوانند 22 تن برودت تولید نماید در حالیکه همین پکیج در تهران حدود 26 تن سرمایش میدهد. بنابراین منظور از ظرفیت سیستم در این قسمت از نرمافزار، ماکزیمم ظرفیت واقعی است که میتوان از سیستم گرفت. سپس برنامه با استفاده از روابط و نمودارهای ASHRAE که در کتابخانهاش موجود است محاسبات مورد نیاز را انجام میدهد.
Sat. Suction Temperature: منظور از این گزینه درجه حرارت اشباع مکش است و عبارت است از درجه حرارتی که مبرد در آن درجه حرارت در اواپراتور تبخیر میشود. این عدد میتواند بین تا باشد و مقدار آن به کاربری فضایی بستگی دارد که سیستم برای آن انتخاب شده است.
Sat. Condensing Temperature: در این گزینه درجه حرارت اشباع تقطیر در کندانسور سیستم تهویه مطبوع یا تبرید تعریف میشود و برابر است با درجه حرارت خشک طرح خارج که کندانسور با آن انتقال حرارت را انجام میدهد. بنابراین در این قسمت باید دمای هوای خشک خارج وارد برنامه شود.
Minimum System Capacity: اگر روغن بتواند وقتی سیستم در کمترین مقدار ظرفیت خود قرار دارد به محل اولیهاش بازگردد در سایر ظرفیتهای سیستم نیز مسأله بازگشت روغن با مشکلی مواجه نخواهد شد. بنابراین برای آنکه برنامه بتواند این مسأله را آنالیز نماید به کمترین دبی جرمی مبرد در گردش در سیستم نیاز دارد. در واقع برای سیستمهایی که یک کمپرسور دارند، کمترین ظرفیت عبارت است از پایینترین ظرفیتی که کمپرسور در آن وارد مدار میشود. به عنوان مثال کمترین ظرفیت یک کمپرسور سه مرحلهای رفت و برگشتی به ظرفیت 30 تن تبرید معادل 10 تن تبرید است. چنانچه چندین کمپرسور در سیستم استفاده شده باشد، کمترین ظرفیت سیستم عبارت خواهد بود از پایینترین ظرفیتی که کوچکترین کمپرسور دارد. به عنوان مثال یک چیلر به ظرفیت 360 تن را در نظر بگیرید که دارای شش کمپرسور هر یک به ظرفیت 60 تن است و هر دو کمپرسور در یک مدار 120 تنی قرار گرفتهاند. بنابراین چیلر سه مداره است. چنانچه هر کمپرسور نیز هشت مرحله داشته باشد هر مرحله آن تن خواهد شد که کمترین ظرفیتی است که دستگاه میتواند داشته باشد.
محاسبات مربوط به خط مکش (Suction):
با انتخاب اولین پرونده مشخصات مربوط به خط مکش ظاهر میشود که شامل چهار قسمت است:
Line Sizing:
این گزینه اطلاعاتی از قبیل ماکزیمم افت فشار مجاز در خط و طول کل و طول رایزر مسیر مورد نظر را سؤال کرده و در محاسبات قطر مسیر ساکشن استفاده مینماید.
Additional Losses:
اگر به غیر از تجهیزاتی که در قسمت Fittings بیان شده است؛ وسیله دیگری در خط وجود داشته باشد باید افت فشار ناشی از آن یا به صورت طول معادل و یا مقدار افت فشار از جداول استخراج شده و وارد نرمافزار گردد.
Min. Load Conditions:
شرایط سیستم برای هنگامی که در پایینترین ظرفیتش عمل میکند در این پنجره برای نرمافزار تعریف میگردد.
Fittings:
اتصالات مصرفی در خطوط مکش و دهش و مایع برای نرمافزار تعریف میشود.
Max Pressure Drop: بیشترین افت فشار مجاز در خط مکش توسط این گزینه وارد برنامه میشود. در واقع این افت فشار بر روی هزینهها و راندمان سیستم به طور مستقیم اثر میگذارد. افت فشار پایین باعث افزایش قطر لوله شده و در نتیجه هزینههای آن را افزایش خواهد داد ولی در مقابل سبب افزایش راندمان سیستم میشود. معمولاً ماکزیمم افت فشار مجاز در لوله مکش به صورت تغییر در درجه حرارت اشباع نشان داده شده و مقدار آن یا 1.1K در نظر گرفته میشود. این به معنای آن است که ماکزیمم افت فشار مبرد در لوله مکش باید به اندازهای باشد که درجه حرارت اشباع آن بیش از تغییر نکند.
Total Line Length: بیشترین طول خط مکش شامل لولههای افقی، عمودی و رایزرها باید در این قسمت وارد برنامه شود.
Vertical Riser Length: طول رایزرهای عمودی موجود در خط مکش در این قسمت وارد برنامه میشود. توجه کنید که کلمة Riser به تمامی لولههای عمودی اشاره میکند که جریان مبرد در آنها از سمت پایین به بالاست و آن دسته از لولههای عمودی که مسیر مبرد در آنها از بالا به پایین است به عنوان رایزر در نظر گرفته نمیشوند. در ضمن اگر در این گزینه عدد صفر وارد شود. به مفهوم آن خواهد بود که هیچ رایزری در خط مکش وجود ندارد.
Additional Losses: هرگونه وسیله اضافی نظیر فیلتردرایر یا شیر تنظیم دبی اواپراتور و نظایر آن در خط مکش وجود داشته باشد باید برای برنامه تعریف شود. در این تعریف یا باید افت فشار این وسایل اضافه از کاتالوگ سازندگانشان استخراج و در قسمت Pressure Drop وارد برنامه شود و یا باید طول معادل آنها در قسمت Equivalent Length برحسب فوت برای برنامه تعریف شود. در هر صورت این اعداد تأثیری در اندازه لوله نداشته و فقط مقدار افت فشار را تغییر میدهد.
Minimum Load Conditions: در این قسمت شرایط سیستم وقتی در پایینترین ظرفیتش عمل میکند وارد نرمافزار میشود. این شرایط عبارتند از درجه حرارت اشباع تبخیر (Sat. Suction Temperature) که در واقع همان درجه حرارت کاری اواپراتور بوده و مقدار آن کمتر از حالتی است که سیستم در ماکزیمم ظرفیت خود عمل میکند. همچنین مقدار فوق گرم شدن مبرد در ورودی به خط مکش نیز باید در قسمت Suction Superheat برای نرمافزار مشخص گردد. این مقدار از کم کردن درجه حرارت مبرد گاز از درجه حرارت اشباع مبرد (دو فازی) بدست میآید. همچنین درجه حرارت مبرد مایع در ورود به شیر انبساط نیز در قسمت Liquid Temperature تعریف میشود. چنانچه در خط مکش هیچ رایزری وجود نداشته باشد وارد کردن این عدد به برنامه نیاز نیست.
Fittings: با کمک این گزینه انواع و تعداد اتصالات به کار رفته در خط مکش و رایزرهای آن مشخص میشود. این اتصالات از آنجا که باعث تغییر در جهت حرکت مبرد میشوند، افت فشار به دنبال خواهند داشت.
در این کتاب می خوانید: استانداردهای آسایش و شرایط اقلیمی، روابط، جداول و اطلاعات پایه ای تاسیسات، تاسیسات بهداشتی و آبرسانی، تهویه و کانال کشی، تاسیسات سرمایشی و گرمایشی، سیستم های آتش نشانی، گازرسانی، استانداردهای نقشه کشی، مبدل های حرارتی ( شکل ها و جداول کاربردی، نرم افزارهای تهویه مطبوع